
عجب چشمای معصومت تماشاخونه ای داره
که روی صورت شعرم یه دریاعشق می باره
اگرهمرازتوباشم ازعالم فاصله دارم
من این احساس شیرینو به قلب توبدهکارم
توهرلحظه به هرلحظه مدارامی کنی بامن
اگرپرطاقتم امروز رو من تأثیردستاتن
گره خوردم به آزادی تاچشمونت نگاهم کرد
نروبی تو نمی تونم نروازمن به من برگرد
نترسیدم به نامردی منوازعشق بردارن
اونایی که ازعشق من به نزدتوخبردارن
دلُ محکوم می دونم اگه دست ازتوبرداره
اگرهجرت کنم ازتو نفس تنهام میذاره
امیدم ناامیدوسردمیشه شوق وشور من
ولی باتوست که تو دنیااثرداره حضورمن
شناسونده شده شعرم بالبخندخداوندی
سعادتمندمی مونم کنارت که هنرمندی
تونزدیکی ودورامامثل خورشیدزیبایی
چه خوبه حال من وقتی مراهمراه میخواهی
به تومحتاج ترمیشم خوشم بااین طمع کاری
حسادت می کنم حتی روماه هم نورمی کاری
توتصمیم درستی که نمیخوادفکرودرگیری
مقدس،ساده وپاکی که تو قلب خدامیری
ترانه سرا.........حمیدشیخی
تولبهای منو واکن بروی مستیِ دنیا
خرابم کن به یک بوسه،نگاهم کن به یک رؤیا
توبااحساس شیرینم مداراکن به یک فریاد
برای جنگِ شیرینِ من وتو تن به تن آزاد
ببازم ازدلم امشب تمومِ عشقِ پاکم رو
به آغوشِ تومی بالم بیامست وهلاکم شو
من ازحادثه باکم نیست تعلق داره این رؤیا
به من که برتوتصویربشه عاری ازاین دنیا
ترانه سرا.............حمیدشیخی
وبلاگ رسمی ترانه سرا حمیدشیخی...
ما را در سایت وبلاگ رسمی ترانه سرا حمیدشیخی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 490 تاريخ: چهارشنبه 21 مهر 1395 ساعت: 12:49